یک روز صبح
قبل از اینکه به آینه چشم بدوزی
تلفن همراهت را بردار و سلامم کن
و به رسم عادت شیرین گذشته...
عکس خواب آلودت را برایم بفرست
مگر میتوانم قربان صدقه ات نروم؟
قول میدهم هیچ چیز به روی خودم نیاورم
و انگار که همین دیشب...
خیلی بی حاشیه و صمیمانه
هم را بوسیده و شب بخیر گفته ایم!
خیالت راحت
من آنقدر دلم تنگ است
که یادم می رود چه بلایی سرم آورده ای!
برچسب:
نویسنده: نیکان رستگار
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1398 ساعت: 16:40