خرید بک لینک

و عشق...

وقتی در آغوش کشیدمش گفت: این کار رو تا حالا زیاد تجربه کردم... اما این حس رو نه!
سکوت کردم. نه این که حرفی نداشته باشم ها. نه.
لب هایم سکوت کرد تا قلبم حرف بزند. البته اگر حرفی داشته باشد.
گفتم، می دونی موسیقی رو چه کسی اختراع کرد؟ گفت نه... گفتم می دونی این همه ساز های خوش صدا رو چه کسی اختراع کرده؟ گفت نه...
می دانستم می گوید نه. آخر خودم هم جواب این سوال ها را نمی دانستم. چه کسی می داند بین میلیون ها آدم و اسم، چه کسی کدام نت را آفریده و کدام ساز را نواخته؟!
اصلا نیازی نیست ما اینها را بدانیم. مهم هم نیست که ما اینها را نمی دانیم.
اگر از من بپرسی می گویم، زن و مرد؛ هر کدام ساز و نت هایی هستند، دور افتاده از هم.
گاهی سازی شکسته است... عیبی هم ندارد.
تو حتی اگر آن ساز شکسته ای باشی که کنار پنجره خاک می خورد؛ من برایت می شوم آن نت های عاشقانه. می نوازم تو را.
و اگر من روزی؛ آن نت فراموش شده بودم. حتی اگر در عمق دریا... یا حتی اگر میان آتش... تو قول بده سازی باشی که صدایم را می شنوی... قول بده آن سازی باشی که صدای نت های قلبم، فقط از تو بگوش برسد...

#علیرضا_اسفندیاری

نویسنده : بی پلاک | یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۶ - 11:51 |

برچسب: نویسنده: نیکان رستگار تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 19:18

صفحه بندی